محمد بن محمد بن أحمد القرشي ( ابن الاخوة ) ( مترجم : جعفر شعار )
241
آيين شهردارى ( فارسى )
مذهب ابو حنيفه با چهار تن نيز نماز خوانده مىشود . در مذهب شيعهء اماميّه حداقل پنج نفر است با احتساب امام در اين عدد . محقق حلّى مىگويد : « الجمعة لا تجب الّا بشروط : الاوّل السلطان العادل او من نصبه ، الثانى العدد ، و هو خمسة ، الامام احدهم ، قيل سبعة ، و الاوّل اشبه » ( شرايع ، ص 20 ) . ص 48 ، س 3 : شكستن مجسّمهها شرعا واجب است - مؤلف در صفحهء 32 سطر آخر در اين باره مىگويد : « اسباب بازى بچهها مانند عكس جانداران و شبيه بتها گناه نيست » كه ظاهر عبارت با آنچه در اينجا آمده است تناقض دارد . امّا بايد دانست كه در متن عربى كتاب در مورد اوّل كلمهء « تصاوير » و در مورد دوّم « الصور المصنوعة من الطّين » آمده است كه دو موضوع مختلفاند و ايرادى به نظر نمىرسد . محقق حلّى در شرايع ( ص 69 ) مىگويد : آلات لهو مانند عود و نى و مجسّمههائى ( هياكل ) كه بدعت و براى پرستش است مانند صليب و بت ، حرام است . و نيز مىگويد ( ص 70 ) : ساختن مجسّمهها ( الصّور المجسّمه ) حرام است . ص 49 ، س 15 تعيين بهاى كالا - ممنوعيت تعيين نرخ كالاها براى محتسب و حتى براى امام و كاردار محلّ تأمّل است . آنچه مسلّم است غبن فاحش نبايد باشد . على عليه السّلام در نامهء خود به مالك مىفرمايد : « و ليكن البيع بيعا سمحا ، بموازين عدل و اسعار لا تجحف بالفريقين من البائع و المبتاع » يعنى خريد و فروش بايد آسان و منصفانه و طبق موازين عدل و با قيمتهائى باشد كه به هيچيك از فروشنده و خريدار اجحاف نشود . بههرحال اين اصل حكم است امّا چگونگى اجرا ، اگر هم گاهى منع تعيين نرخ به مصلحت باشد ، از موضوعات و مصاديق است و بستگى به عامل عرضه و تقاضا و عوامل اقتصادى جامعه دارد . ص 49 ، روزى مىبخشد - بايد افزود : و بها مىگذارد . ص 61 ، س 13 مكلف سازد - دربارهء تنگ كردن گذرگاه و درختكارى در شارع و نصب دكّهء بزرگ و نظافت راهها و وظايف هيزمكشان در كتاب كيمياى سعادت چنين آمده است : « منكرات شاهراهها آن است كه ستون در شاهراهها بنهند و دكّان كنند چنان كه راه تنگ شود ، و درخت كارند و قابول ( مخارجهء عمارت ) بيرون آورند ، چنان كه اگر كسى بر ستور بود در آنجا كوبد و خروارها بار بر ؟ دد و ستور ببندند و راه تنگ گردانند ، و اين نشايد الّا به قدر حاجت ، چنان كه فروگيرند و با خانه نقل كنند ، و بار بر ستور نهادن زيادت از آنكه طاقت دارد نشايد ، و كشتن گوسفند قصابى را بر راه چنان كه مردمان را خطر بود ، نشايد ، بلكه بايد در دكّانى جاى آن بسازد و همچنين پوست خربزه و برف در راه افكندن و يا آب زدن چنان كه در وى خطر باشد كه پاى مردم بلغزد ، همچنين هركه بر راه